اشغل

لغت نامه دهخدا

اشغل. [ اَ غ َ ] ( ع ن تف )درکارتر. مشغول تر. شُغِل َ عنه بکذا ( بصیغه مجهول )؛یعنی از آن بدین سرگرم شد و گویند: ما اشغله ( بصیغه تعجب ) و این شاذ است زیرا از مجهول صیغه تعجب بنانمیشود زیرا بصیغه اسم مفعول است و تعجب از فعل فاعل است. همچنین صفت تفضیل هم مانند تعجب است در کلیه احکام و بنابراین «هو اشغل من ذات النحیین » که از امثال سایره است شاذ است. ( از قطر المحیط ). و هم در مثل: اشغل من مرضع بهم ثمانین نیز آمده است. رجوع به احمق راعی ضأن ثمانین در مجمع الامثال میدانی شود.

جمله سازی با اشغل

💡 لُمبِدان پایینی، روستایی است از توابع بخش مرکزی در شهرستان دیر استان بوشهر ایران. که در 10کیلومتری از مرکز شهرستان دیر واقع شده و اشغل سنتی اکثر مردم روستا کشاورزی و دام داری بوده

💡 اشغل الناس فی امور بین خوف و من سرور

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز