لغت نامه دهخدا
استیفی. [ اِ ] ( از ع، مص ) مماله استیفا:
از سواد و بیاض دفتر تو
می کند حظ خویش استیفی.سیف اسفرنگ.
استیفی. [ اِ ] ( از ع، مص ) مماله استیفا:
از سواد و بیاض دفتر تو
می کند حظ خویش استیفی.سیف اسفرنگ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از مهمترین مقالات چینشناسی مظفر بختیار مقالهای با عنوان «استیفی» است. کلمه استیفی در متون دورههای تانگ و کهن، در اسناد و مدارک چینی آمدهاست، ولی معنی و مفهوم آن دانسته نبود. بختیار با استناد به متون چینی و فارسی ثابت کرد این کلمه تلفظ فارسی واژهٔ «استیفا» از اصطلاحات دیوانی و حسابداری قدیم در ایران است. «لو» رئیس انجمن تاریخ چین و «چاو هوا شنگ» رئیس مرکز تحقیقات راه ابریشم چین در نوشتههای خود این مقاله را یکی از مهمترین مقالههای مربوط به تاریخ ایران و چین و مشکل گشای بسیاری از تحقیقات چین، ایران و ژاپنشناسی دانستهاند. به مناسبت نوشتن این مقاله از طرف موسسات علمی و پژوهشی چین، تقدیرنامههای بسیار برای بختیار ارسال شد.