ازمیل

لغت نامه دهخدا

ازمیل. [ اِ ] ( ع اِ ) نشگرده. ( تفلیسی ) ( مهذب الاسماء ). نشگرده کفشگران که بدان چرم تراشند. ( منتهی الارب ). و بهندی آنرا ( ( راپنی ) ) گویند. ( غیاث اللغات ). شفره. شفرةالاسکاف. ( قطر المحیط ). محذی. ج، ازامیل. ( مهذب الاسماء ). || آهن پاره ای که در طرف نیزه کنند برای صید گاو کوهی. ( منتهی الارب ). حدیدة فی طرف رمح لصید بقرالوحش. ( قطر المحیط ). || خایسک آهنگران. ( منتهی الارب ). مطرقة. چکش. || ( ص ) مرد سخت و قوی. ( منتهی الارب ). مرد استوار. شدید. ( قطر المحیط ). || مرد سست و ضعیف. ( منتهی الارب ). ( از اضداد است ).

فرهنگ فارسی

نشگرده کفشگران که بدان چرم تراشند

جمله سازی با ازمیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دوره اولیه اتحاد جماهیر شوروی اوکراین، استان اودسا از بخش‌هایی از استان خرسون سابق تشکیل می‌شد. این منطقه جدید پایه منطقه نوین اودسا را تشکیل داد. در طول دوران بین دو جنگ، بودجاک بخشی از پادشاهی رومانی بود. قحطی ۱۹۳۲–۱۹۳۳ هولودومور تأثیر جمعیتی عمیقی بر منطقه داشت. جمعیت آن ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش یافت. حدود یک دهه بعد، اشغال اوکراین توسط نازی‌ها در طول جنگ جهانی دوم تأثیر مخربی بر جمعیت یهودیان سابق منطقه داشت. همچنین در طول جنگ، بودجاک با تنوع قومیتی به عنوان استان ازمیل به SSR اوکراین ضمیمه شد و در سال ۱۹۵۴ در استان اودسا ادغام شد.

چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز