لغت نامه دهخدا
اریاب. [ اَرْ / اِرْ ] ( اِخ ) قریه ای است بیمن از مخلاف قَیظان، از اعمال ذی جبلة. اعشی راست:
و بالقصر من اریاب لو بت لیلةً
لجاءَک مثلوج ٌ من الماء جامدٌ.( معجم البلدان ).
اریاب. [ اَرْ / اِرْ ] ( اِخ ) قریه ای است بیمن از مخلاف قَیظان، از اعمال ذی جبلة. اعشی راست:
و بالقصر من اریاب لو بت لیلةً
لجاءَک مثلوج ٌ من الماء جامدٌ.( معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ادای حق هر شئی بدینسان عدالت باشد اریابی تو آسان
💡 پس اریابی در اسماء سر ویرا ز کل شیء بینی کل شیی را