ارحب

لغت نامه دهخدا

ارحب. [ اَ ح َ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی ازرحب: هذا ارحب ُ من هذا؛ ای اوسع. ( معجم البلدان ).
ارحب. [ اَ ح َ ] ( اِخ ) نام قبیله ای از همدان. ( منتهی الارب ). و نام ارحب، مرّةبن دُعام بن مالک بن معاویةبن صَعب بن دُومان بن بَکیل بن جُشَّم بن خَیوان بن نوف بن همدان است و بدان قبیله منسوبست: الابل ُ الارحبیة. ( معجم البلدان ). والنجائب الارحبیات. ( منتهی الارب ):
یقولون لم یُرَث و لولا تُراثُه
لَقَد شَرِکت فیه بکیل ٌ و اَرْحَب ُ.کمیت ( ضحی الاسلام جزو ثالث ص 305 ).|| یا نام شتری بوده است. ( منتهی الارب ).
ارحب. [ اَ ح َ ] ( اِخ ) مخلافی است به یمن که بنام قبیله ای بزرگ از هَمدان نامیده شده. ( معجم البلدان ). رجوع به ارحب. ( فقره فوق ) شود. || گفته اند ارحب شهریست بر ساحل دریا، بین آن و بین ظَفار نزدیک 10 فرسنگ است. ( معجم البلدان ).
ارحب. [ اَ ح ِ ] ( ع فعل امر ) اَرْحِب ْ و اَرْحِبی، بصیغه امر دو کلمه است که بدان اسب و شتر را زجر کنند، یعنی گشاده شو و دور بمان. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

نام قبیله از همدان

جمله سازی با ارحب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تعدادی از نامه‌های اهالی کوفه در روز دهم ماه رمضان توسط عبدالله بن سبع همدانی و عبدالله بن وال تیمی به حسین بن علی رسید، دو روز بعد، قیس بن مسهر و عبدالرحمن بن عبدالله ارحبی و عمارة بن عبید سلولی ۱۵۰ نامهٔ دیگر از سوی کوفیان به امام رساندند.

💡 در تاج العروس آمده است كه يزيد بن قيس ارحبى، عمرو بن سلمه و مالك بن كعب كه همهاز قبيله ارحب مى باشند، از كارگزاران آقا و مولاى ما، على (ع ) مى باشند.(535)

💡 مالك بن كعب فرماندار عين التمر و امير لشكرى بود كه حضرت اميرالمؤ منين (ع ) براىيارى رساندن به محمدبن ابى بكر فرستاد و در تاج العروس آمده است: (يزيدبن قيس، عمروبن سلمه و مالك بن كعب كه همه از ارحب مى باشند، جزو كارگزاران سرور ما، على(ع ) - رضوان اللّه عليه - بوده اند.) (437)

💡 قیس همراه مسلم به مسیر ادامه داد. افرادی چون عمارة بن عبید سلولی و عبد الرحمن عبد اللّه بن کدن ارحبی نیز همراه آنان بودند. از گزارش‌ها چنین به‌دست می‌آید که قیس در تمام مسیر مکه تا کوفه همراه مسلم بوده و با مسلم به خانه مختار وارد شد.