اخیون

لغت نامه دهخدا

اخیون. [ اَخ ْ ] ( از یونانی، اِ ) رأس الافعی خوانند و آن نباتی است مشابه به رأس الافعی و بیخ آن از انگشت باریکتر بود و برنگ سیاه بود و خوردن آن گزیدگی جانوران را نافع بود و اگر پیش از گزیدگی بیاشامند اگر بگزد هیچ مضرت به وی نرسد و اگر بیخ آن با شراب بیاشامند درد پشت ساکن گرداند. ( اختیارات بدیعی ). احیون. اَخبون.

جمله سازی با اخیون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پسر اخیون و آگاوه بود. از پرستش دیونوسوس سرباز زد و مراسم پرستش او را ممنوع کرد. اما مراسم پنهانی برگزار شد و همه نزدیکان پنتئوس در آن شرکت کردند.پنتئوس هنگامی که برای دستگیری دیونوسوس به محل برگزاری مراسم دیونوسوسی می‌رود، توسط خیل زنانی که مادرش در راس آنان قرار داشت، مورد حمله قرار می‌گیرد و با وجود توبه ای که می‌کند کشته می‌شود.

تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز