اخناس

لغت نامه دهخدا

اخناس. [ اِ ] ( ع مص ) واپس شدن. واپس استادن. || سپس کردن. ( منتهی الارب ). واپس بردن. ( تاج المصادر بیهقی ). واپس داشتن. || پس چیزی پنهان کردن.

فرهنگ فارسی

واپس شدن پس چیزی را پنهان کردن

جمله سازی با اخناس

💡 عبدالله در جنگ احد توسط اخناس بن شریق کشته شد. به روایت خانواده اش، مخالفینش، گوش‌ها و بینی جنازه او را بریدند.