احاسب

لغت نامه دهخدا

احاسب. [ اَ س ِ ] ( اِخ ) مسیل های وادیهائی است که از سراة در زمین تهامه ریزد. ( مراصد ).

جمله سازی با احاسب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واجعل قبله و اعياو بصيرا و لااخفى عليه شيئا من جنة و لانار واعرفة ما يمر على الناسفى القيامة من الهول و الشدة و ما احاسب به الاغنيا والفقره و والجهال والعلماء و انور له فى قبره و انزل كتابه فى يمنه فقيرا منشورا: ثملااجعل بينى ترجمانا فهذه صفات المحبين.