اجنی
مترادفها
بیگانه، غریبه، غیر
متضادها
خودی، آشنا
لغت نامه دهخدا
اجنی. [ اَ نا ] ( ع ص ) مرد کوژپشت. اَجْنَاء.
فرهنگ فارسی
مرد کوژ پشت
جمله سازی با اجنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ava+ja(n)ta، کشتن، در اردلانی جنین، انجن، اجن، اجنی به معنی کشتن و بریدن و زخمیکردنajene
💡 janyå کشتن، اردلانی جنیا، اجنی، کشتن و تکهتکه کردن و بریدن،jenya