ابوظبیان

لغت نامه دهخدا

ابوظبیان. [ اَ ظِب ْ ] ( اِخ ) ازدی. او از عمر و از او موسی بن عبداﷲبن یزید و ابوهند روایت کنند.
ابوظبیان. [ اَ ظِب ْ ] ( اِخ ) جنبی کوفی. تابعی است و نام او حصین بن جندب و از سلمان حدیث کند. و او پدر قابوس است.
ابوظبیان. [ اَ ظِب ْ ] ( اِخ ) حصین بن جندب. رجوع به ابوظبیان جنبی... شود.
ابوظبیان. [ اَ ظِب ْ ] ( اِخ ) القرشی. تابعی است. او از عمر و از او سلمةبن کهیل روایت کند.

جمله سازی با ابوظبیان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مخنف بن سلیم زمانی که محمد به دعوت ابوظبیان ازدی پرداخت، اسلام آورد. او را در شمار اصحاب آورده‌اند زیرا از محمد احادیثی روایت کرده است. تنها اطلاعاتی که از زندگی مخنف بن سلیم در منابع موجود است، شرکت او در فتوح عراق در پیش از خلافت علی بن ابی‌طالب است. در جنگ جمل در لشکر عراقیان شرکت کرد و دو برادرش عبدالله و صَقْعَبْ در همین جنگ کشته شدند. پس از آن از سوی علی به امارت اصفهان و همدان گماشته شد اما در آستانهٔ جنگ صفین، علی طی نامه‌ای که نصر بن مزاحم متن آن را آورده، وی را نزد خود فراخواند و او در جنگ صفین حضور داشته است. مخنف ساکن کوفه بود و«جبّانه»ای(=گورستان) در همانجا بدو منسوب است. به روایت ابن حجر وی در ۶۴قمری در جنبش توابین به رهبری سلیمان بن صُرَد خزاعی کشته شد.

💡 نیای او مخنف بن سلیم براساس گزارش خود ابومخنف در سال ۶ قمری، زمانی که محمد به دعوت ابوظبیان ازدی پرداخت، اسلام آورد.

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز