لغت نامه دهخدا
( آبرودار ) آبرودار. [ ب ِ ] ( نف مرکب ) صاحب آبرو. متعفف. بااعتبار. ارجمند و بامناعت.
( آبرودار ) آبرودار. [ ب ِ ] ( نف مرکب ) صاحب آبرو. متعفف. بااعتبار. ارجمند و بامناعت.
( آبرودار ) دارای آبرو، باآبرو، دارای شرف و اعتبار.
( آبرودار ) ( اسم ) صاحب آبرو خداوند آبرو با اعتبار صاحب عزت با شرف
( آبرو دار ) با اعتبار صاحب آبرو
💡 لیکوالیکایی ابرودار (نام علمی: Napothera epilepidota) گونهای از پرندگان خانواده لیکویان زمینی است که در بوتان، چین، هند، اندونزی، لائوس، مالزی، میانمار، تایلند و ویتنام یافت میشود. زیستگاه طبیعی آن جنگلهای جلگهای نمناک نیمهگرمسیری و جنگلهای کوهستانی نمناک نیمهگرمسیری یا گرمسیری است.
💡 توکای ابرودار (نام علمی: Turdus obscurus) یکی از اعضای خانواده توکایان است. نام علمی از واژهٔ لاتین Turdus به معنای «توکا» و obscurus به معنای «تاریک» گرفته شدهاست.