مغلاق

لغت نامه دهخدا

مغلاق. [ م ِ ] ( ع اِ ) کلیددان که به کلید گشایند. ( مهذب الاسماء ). کلیدان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). قفل و قلاب که بدان در رابندند. ( غیاث ). کلیددان و هر چیز که بدان در را محکم کنند. ( ناظم الاطباء ). آنچه بدان در را بندند و به وسیله کلید گشایند. ج، مغالیق. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با مغلاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال على عليه السلام: لكل نعمة مفتاح و مغلاق فمفتاحها الصبر و مغلاقهاالكسل.شرح نهج البلاغه / 20 / 322

💡 به هرحال، كارگاه الهى با نظم ويژه دارد مى شود و كليد دار آن تنها خداست: وعندهمفاتح الغيب، و له مقاليد السموات و الارض. اين مفاتيح و مقاليد تنها براى مؤ منان،مفتاح و گشاينده است، اما براى كافران، همواره مغلاق وقفل كننده است. درياى متّصل براى حفظ دين منفصل مى شود و مؤ منان نجات مى يانبد ودرياى منفصل براى محق كفر متّصل مى گردد و كافران غرق مى شوند و چنين است كار خداىسبحان كه باكن فيكون مسائل جهان را حل مى كند و چون كليدها تنها نزد اوست، در رحمتىرا كه او باز كرد، ديگرى توان بستن آن را ندارد: ما يفتح اللّه للنّاس من رحمة فلاممسك لها و ما يمسك فلا مرسل له من بعده؛ چنان كه اگر او در رحمت را برروى گروهىببندد، كسى توان گشودن آن را ندارد.