معرکه ساز
مترادفها
جنجالآفرین، آشوبگر
متضادها
مخلص، بیآلایش
لغت نامه دهخدا
معرکه ساز. [ م َ رَ ک َ / م َ رِ ک ِ ] ( نف مرکب ) معرکه گیر. ( آنندراج ). رجوع به معرکه گیر شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه معرکه بر پا کند ( اعم از ریسمان باز حقه باز درویشی که شمایل انبیا و اولیا را نشان دهد ).
جمله سازی با معرکه ساز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سر عدوی تو گر پیچد از اطاعت تو به خاک معرکه سازی چو گوی غلطانش