معرکه ساز

مترادف‌ها

جنجال‌آفرین، آشوبگر

متضادها

مخلص، بی‌آلایش

لغت نامه دهخدا

معرکه ساز. [ م َ رَ ک َ / م َ رِ ک ِ ] ( نف مرکب ) معرکه گیر. ( آنندراج ). رجوع به معرکه گیر شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه معرکه بر پا کند ( اعم از ریسمان باز حقه باز درویشی که شمایل انبیا و اولیا را نشان دهد ).

جمله سازی با معرکه ساز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سر عدوی تو گر پیچد از اطاعت تو به خاک معرکه سازی چو گوی غلطانش

💡 او همیشه تلاش می‌کند با استفاده از سخنرانی‌های پرطمطراق و نمایش‌های نمایشی، خود را به عنوان یک شخصیت معرکه ساز در جامعه معرفی کند.

💡 در دنیای سیاست، برخی افراد با بهره‌گیری از شعارهای پوچ و رفتارهای نمایشی، سعی در تبدیل شدن به یک سیاستمدار معرکه ساز دارند.

💡 برخلاف کسانی که فقط یک معرکه ساز هستند، رهبران واقعی در زمان بحران با عمل و تدبیر خود، اعتماد مردم را جلب می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران