مصابره

مترادف‌ها

صبر، شکیبایی، پایداری

متضادها

بی‌صبری، بی‌تابی

لغت نامه دهخدا

مصابره. [ م ُ ب َ / ب ِ رَ / رِ ] ( از ع، مص ) مصابرت. مصابرة. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مصابرت و مصابرة شود.

فرهنگ عمید

۱. غالب شدن بر کسی به صبر.
۲. شکیبایی کردن.

جمله سازی با مصابره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 6- صبر و مصابره و مرابطه بايد جهت دار باشد و در مسير تقوى و رضاى الهى قرار گيرد، وگرنه كفّار هم اين امور را دارند. (صابروا و رابطوا واتقوااللّه )

💡 مرابطه از نظر معنا اعم از مصابره است چون مصابره عبارت بود ازوصل كردن نيروى مقاومت افراد جامعه در برابر شدائد و مرابطه عبارت است از همينوصل كردن نيروها اما نه تنها نيروى مقاومت در برابر شدائد بلكه همه نيروها و كارها درجميع شؤ ون زندگى دينى چه در حال شدت و چه درحال رخا و خوشى.

💡 در مسیر رسیدن به موفقیت‌های بزرگ، فرد باید با مصابره و صبر فراوان در برابر چالش‌های پیش رو، راه خود را با استقامت ادامه دهد.

💡 پیروزی در نبرد زندگی نیازمند مصابره و پشتکاری است که تنها از دل سختی‌ها و تجربه‌های تلخ گذشته برای انسان‌های قدرتمند بیرون می‌آید.

💡 او با مصابره و خویشتن‌داری در برابر مشکلات مالی شدید خانواده‌اش، توانست تا مدتی طولانی شرایط سخت زندگی را با سربلندی مدیریت و کنترل کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران