مسنو

لغت نامه دهخدا

مسنو. [ م َ ن ُوو ] ( ع ص ) سیراب. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مسنوة شود.

فرهنگ فارسی

سیر آب

جمله سازی با مسنو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تـفـسـيـر: مـيـهـمـانـان ابـراهـيـم (عـليـه السـلام ) از ايـن آيـات بـه بـعد گوشه هائى ازسرگذشتانـبـيـاء و اقـوام پـيـشـيـن بـراى تاءكيد و تاييد مطالب گذشته مطرح مىشـود، و نـخـسـتـينفـراز آن سـرگـذشـت فـرشـتـگـانـى اسـت كـه بـراى عـذاب قـوملوط درشـــكـــل آدمــيـان بر ابراهيم (عليه السلام ) ظاهر شدند، و او را بشارت بهتـولد فرزندىدادند با اينكه ابراهيم به سن پيرى رسيده بود و همسرش نيز مسنو نازا بود.

💡 و اين برخلاف آن چيزى است كه در ذهن ما رسوخ نموده؛ يعنى توبه را براى افراد مسنو پير مى دانيم. اما حضرت آن را براى جوانان از خداوند طلب مى كند و علت هم آن استكه اولاً: توفيق و توان توبه در جوان بيشتر است و ثانيا: بعد از بازگشت و توبه،فرصت براى اصلاح، فراوان است، برخلاف كسانى كه عمرشان رو به اتمام است.

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز