مرمت گر

لغت نامه دهخدا

مرمت گر. [ م َ رَم ْ م َ گ َ ] ( ص مرکب ) مرمت کننده. اصلاح کننده. تعمیرگر:
گردل او رخنه کرد زلزله حادثات
شیخ مرمت گر است بر دل ویران او.خاقانی.

فرهنگ فارسی

اصلاح کننده

جمله سازی با مرمت گر

💡 این اثر فلزی بی نظیر بعد از کشف آن توسط مرمت گران آثار باستای بازسازی شد. شخصیت مرکزی در این مجسمه، یک عقاب با سر شیر یا همان ایمدوگود را که نماد خدای نینگیرسو است، نشان می‌دهد. در دو طرف آن، دو گوزن قرار دارند و که سر یکی از آن‌ها مرمت شده‌است. این نقش برجسته از یک قطعه مس بسیار بزرگ ساخته شده‌است و چنین به نظر می‌رسد که از پس زمینه آن جدا است. سالم ماندن یک شی با این اندازه غیرمعمول است زیرا اکثر آثار دست‌ساز هنری دوران باستان برای دسترسی به طلای آن‌ها ذوب شده بودند.

نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
خویشان یعنی چه؟
خویشان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز