مرب

لغت نامه دهخدا

مرب. [ م َ رَب ب ] ( ع اِ ) محل و جای اقامت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). || مجمع. محل. ( اقرب الموارد ).کلوب. ( از متن اللغة ). باشگاه و محل اجتماع مردم. || ( ص ) زمین گیاه ناک. ( منتهی الارب ): ارض کثیرةالنبات؛ زمین پرگیاه. ( اقرب الموارد ). مرباب. مَرَبَّة. مربوبة. ( متن اللغة ). || مردی که گرد آرد مردم را. ( منتهی الارب ). مردی که جمع کند مردم را. که مردم را در محلی گرد هم آرد. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

محل و جای اقامت

جمله سازی با مرب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنگولا اولین بازی رسمی خود را برابر نیجریه انجام داد، تحت مربی ویکتورینو کونا در تاریخ ۱ فوریه ۱۹۷۶با شکست ۶۲-۷۱.

💡 سیاوش اکبرپور (زادهٔ ۱ بهمن ۱۳۶۳ در شیراز) بازیکن سابق و مربی فوتبال اهل ایران است.

💡 وی مربی تیم ملی فوتبال آفریقای جنوبی در جام جهانی فوتبال ۲۰۰۲ بوده‌است.

💡 بود ای مربی جان و دل ز تو خیمه گرچه در آب و گل تویی آن‌که فیض تو متصل به فرشتگان سما رسد

💡 اسکالی در سن آنتونیو، تگزاس به دنیا آمد و بزرگ شد. او از دانشگاه آترباین، مدرک کارشناسی در رشتهٔ نمایش موزیکال دریافت کرد. او در دوره‌ای مربی دوچرخه‌سواری بود. اسکالی همجنسگرا است.

💡 گر مربی از فلک خواهم به غیر از لطف تو منطقه زنار گردد بر میان تربیت