محابر

لغت نامه دهخدا

محابر. [ م َ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ محبرة، سیاهی دان. دوات. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ج ِ محبر. ( آنندراج ): روزگار خودرا در مواظبت دفاتر و محابر و محاضر و منابر میگذاشت. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 447 ). رجوع به محبرة شود.
- اصحاب محابر؛ علماء. مفتیان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
|| منشیان. اصحاب قلم.

فرهنگ عمید

= محبره

جمله سازی با محابر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقتى موسى اين سخن بشنيد به سجده افتاد، پس قورح و همه مردمش را صدا كرد كه:فردا رب اعلام خواهد كرد كه او براى چه كسى است ؟ و چه كسى مقدس است ؟ آنگاه آنكسى را كه مقدس تر باشد به درگاه خود نزديك خواهد كرد، آرى او هر كه را بپسنددبه خود نزديك مى كند، اين كار را بكنيد، و محابر قورح و همه جماعتش را براى خودبگيريد، و آتشى در آن بيفكنيد، و بر آن بخور دهيد، فردا اين كار را درمقابل رب انجام دهيد، چون آن مردى كه خدا او را بپسندد او مقدس است، و همين شما را بس ‍است اى دودمان لاوى.

💡 به‌جای علم دین اخبار و عالم همی مدحش نویسند از محابر

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز