مجتمع شدن
مترادفها
جمع شدن، متحد شدن، یکپارچه شدن، گرد آمدن
متضادها
متفرق شدن، جدا شدن، پراکنده شدن
لغت نامه دهخدا
مجتمع شدن. [ م ُ ت َ م ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) گرد آمدن. فراهم آمدن. اجتماع کردن. جمع شدن:... و ابوسلمة الخلال که او را وزیر آل محمد خواندندی از کوفه بیرون آمد و به هم مجتمع شدند و دعوت بنی عباس آشکارا کردند. ( مجمل التواریخ والقصص ص 318 ). ندانسته که چون نوائب ایام و حوادث روزگار مجتمع شود و مشکلات و معضلات بهم بر آیند گوهر آن را بر محک عقل باید زد. ( سندبادنامه ص 99 ). و چند روز بر این صفت بگذاشتند تا رمه کفار به تمامی مجتمع شد و معظم حشم کافر بدو پیوست. ( ترجمه تاریخ یمینی چ شعار ص 333 ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) گرد آمدن فراهم آمدن جمع شدن:... و بهم مجتمع شدند و دعوت بنی عباس آشکارا کردند...
جمله سازی با مجتمع شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مجتمع شدن همه اقشار ملت، از بركات نهضت مقدس اسلامى
💡 هدف اصلی این پروژه، مجتمع شدن تمام بخشهای تولید در یک واحد صنعتی بزرگ برای افزایش بهرهوری و کاهش هزینههای اضافی است.
💡 با مجتمع شدن نیروهای متخصص در یک تیم واحد، میتوان پروژههای بسیار پیچیده را با دقت و سرعت بسیار بیشتری به اتمام رساند.
💡 پس از مجتمع شدن تمام شعب کوچک در یک مرکز اصلی، مدیریت شرکت توانست نظارت بسیار دقیقتری بر فعالیتهای روزانه داشته باشد.