مجاده

لغت نامه دهخدا

( مجادة ) مجادة.[ م َ دَ ] ( ع مص ) مجد. بزرگوار و گرامی گردیدن. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مجادة. [م ُ جادْ دَ ] ( ع مص ) درست و تحقیق کردن چیزی را. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). || با کسی جد کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). با کسی خلاف کردن. ( دهار ). مخالفت کردن و مخالف گردیدن. ( از ناظم الاطباء ). ادعا کردن کسی که سزاوارتر به حق است و مخاصمه و مرافعه کردن. ( از اقرب الموارد ) ( از محیط المحیط ).

جمله سازی با مجاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این مقاله، به ترتیب زمانی، مجاده‌ها مختلف پیرامون بی‌بی‌سی یا مربوط به آن را تشریح می‌کند.