متحصل

مترادف‌ها

دانش‌آموخته، تحصیل‌کرده، یادگیرنده

متضادها

نادان، جاهل، بی‌سواد

لغت نامه دهخدا

متحصل. [م ُ ت َ ح َص ْ ص ِ ] ( ع ص ) گردآرنده. ( آنندراج ). یابنده و جمع کننده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تحصل شود.

جمله سازی با متحصل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بطوريكه اجزائش از يكديگر متمايز نيست و اگر بعضى از آنباطل شود و بعضى ديگر جاى آن را پر كند، اين دگرگونى ها در آن درك نميشود، و اينواحد متحصل همان نفس ما است كه همواره حاضر براى ما است، و ما از آن تعبير مى كنيم به(من ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران