لغت نامه دهخدا
مئزر. [ م ِءْ زَ ]( ع اِ ) چادر. ج، مآزر. ( منتهی الارب ). چادر و ازار وزیرجامه و فوطه و لنگی که بر کمر بندند. ( ناظم الاطباء ). ازار. فوطه. لنگ. چادر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). ازار. مئزرة. مئزار. اِزر. ( اقرب الموارد ).
مئزر. [ م ِءْ زَ ]( ع اِ ) چادر. ج، مآزر. ( منتهی الارب ). چادر و ازار وزیرجامه و فوطه و لنگی که بر کمر بندند. ( ناظم الاطباء ). ازار. فوطه. لنگ. چادر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). ازار. مئزرة. مئزار. اِزر. ( اقرب الموارد ).
( اسم ) ۱- پارچه ای که بکمر بندند ازار. ۲- دستار عمامه.
چادر
مِئزَر یا عَناق ( به معنای بزغاله ماده ) یا بُزَک یا زتا خرس بزرگ یک ستاره است که در صورت فلکی خرس بزرگ قرار دارد.
در تصویر این صورت، مئزر به عنوان کمربند خرس بزرگ است. نام این صورت فلکی در انگلیسی Mizar ( یا Mitsar ) است.
💡 هرچند سها ستارهای نزدیک مئزر است و حرکت ظاهریشان با هم است، ولی معلوم نیست که نزدیکی آنها فقط از جهت ظاهری است، یا اینکه این دو ستاره تشکیل یک ستاره دوتایی را میدهند. البته خود سها نیز شامل دو ستاره نزدیک به هم است.
💡 امروزه فاصله آن با مئزر حدود ۱۲ دقیقه قوسی است، یعنی حدود یک سوم قطر ظاهریِ ماه کامل. در عربی این دو ستاره را اسب و سوار نامیدهاند.
💡 این ستاره دارای قدر ظاهری حدود ۴ است که البته امروزه آسانتر از گذشته دیده میشود. دلیل اینکه این ستاره نسبت به قبل پرنورتر شدهاست، این است که یا به مرور زمان فاصله زاویهای آن از مئزر بیشتر شدهاست، یا این که نور ستاره مئزر کاهش یافتهاست، و امکان دیده شدن این ستاره را آسانتر کردهاست.