لغت نامه دهخدا
لطر. [ ] ( اِ ) نوعی پوست درخت شبیه دارچینی. ( دُزی ).
لطر. [ ] ( اِ ) نوعی پوست درخت شبیه دارچینی. ( دُزی ).
نوعی پوست درخت شبیه دارچینی
لطر، روستایی از توابع بخش رودبار شهرستان شهرستان قزوین در استان قزوین ایران است. تاتی زبان اصلی روستای لطر است.
این روستا در دهستان رودبار محمد زمانی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۰۰نفر ( ۱۳۰خانوار ) بوده است.
💡 در ۷ ژوئن ۱۱۹۲، بار دیگر صلیبیون به تکاپو افتادند و با پیمودن راه به سمت شرق، ابتدا به رمله سپس لطرون و ذر آخر بیت نوبه رسیدند و به مدت یک ماه برای کسب آمادگی لازم برای حمله به اورشلیم، در این منطقه اقامت کردند. صلاحالدین نیز پس از سرکوب شورشیان، به همراه نیروهای تازهنفس از موصل و جزیره، در اورشلیم مستقر و آماده نبردی دیگر با ریچارد شد. اما کمبود آذوقه به دلیل خشکسالی و کمبود باربر و تجهیزات لازم لشکرکشی، حرکت صلیبیون به سمت اورشلیم را غیرممکن کرده بود بنابراین طرفین به زد و خوردهای کوچک در منطقه بسنده کردند.
💡 نفیر و شعله در دشمنان شاه افتد هنوز رایت منصور او مقیم لطر