لغت نامه دهخدا
لاورس. [ رُ ] ( لاتینی، اِ ) غار. دهمست. رند. دِهم. عمار. ذاقی. برگ بو. نوعی از لراسه، شامل درختانی که پیوسته سبز باشند. رجوع به لریه شود.
لاورس. [ رُ ] ( لاتینی، اِ ) غار. دهمست. رند. دِهم. عمار. ذاقی. برگ بو. نوعی از لراسه، شامل درختانی که پیوسته سبز باشند. رجوع به لریه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رای هماکنون از فعالان اجتماعی و طرفداران عدالت اجتماعی است. وی در کنار لئوناردو همبازی سابقش در تیم ملی برزیل، یک سازمان فرهنگی ورزشی را تأسیس کرده که در حومه سائوپائولو و ریودوژانیرو دو شهر بزرگ برزیل خدمات آموزشی و فرهنگی را به کودکان محروم ارائه میدهد. حدود ۱۳۰۰ کودک از خدمات این سازمان استفاده میکنند و شورای ورزشی لاورس در سال ۲۰۱۲ جایزه ورزش برای نیکی را به رای اهدا کرد.