لاعن
متضادها
مبارک، خجسته، ستوده
لغت نامه دهخدا
لاعن. [ ع ِ ] ( ع ص ) دورکننده. || دشنام دهنده. دعای بد و نفرین کننده. ( از منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) لعن کننده نفرین کننده.
جمله سازی با لاعن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به درستى كسانى كه كتمان مى كنند آنچه را از بينات و هدايت كه مانازل كرديم بعد از آنكه آن را براى مردم در كتاب روشن ساختيم، اينگونه اشخاص راخدا لعنت ميكند و همه لاعنان نيز لعنت ميكنند (159) مگر آن كسانى كه توبه كرده و آنچه رافاسد كرده بودند اصلاح كنند كه من از ايشان ميگذرم و من تواب و رحيم هستم (.16) هماناكسانيكه كافر شده و در حال كفر مردند لعنت خدا و ملائكه و همه مردمشامل حال ايشان است (161) در حاليكه جاودانه در آن خواهند بود و عذاب از ايشان تخفيفنمى پذيرد و مهلت داده نميشود (162)
💡 در متون کهن و مذهبی، از واژهٔ لاعن برای توصیف کسانی که در مسیر ظلم و ستم گام برمیدارند و بر حق پوششی میافزایند، به وفور استفاده میشود.
💡 آن شخصیت که در میان مردم به رفتارهای ناعادلانه و کارهای زشت شناخته میشد، در تاریخ به عنوان یک فرد لاعن و منفور ثبت شده است.
💡 ادیبان بزرگ همیشه از کلمات سنگین برای بیان خشم خود نسبت به نیروهای لاعن و شرور در داستانهای حماسی و اساطیری بسیار گسترده استفاده میکنند.