قیو
لغت نامه دهخدا
قیو. [ ق َ ی ُوو ] ( ع ص ) بسیار قی کننده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به قَیوء شود.
فرهنگ فارسی
بسیار قی کننده
جمله سازی با قیو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرداگرد دشت چالاوبکر را کوههایی همچون حصار دربر گرفتهاند که از مرتفعترین آنها میتوان به کوههای موسوم به گرزه قیو و قلالان اشاره کرد.