قهیز

لغت نامه دهخدا

قهیز. [ ق َ ] ( ع اِ ) ابریشم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ).

جمله سازی با قهیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهر دامنه در طول تاریخ چندین بار جابجا شده‌است، در ابتدا محل تأسیس این شهر در دشت قهیز بوده و در ادامه در کنار امام زادگان عبدالله و ابراهیم که تا محل فعلی شهر دامنه حدود دو کیلومتر فاصله دارد مستقر شده‌است.

💡 ذرت و دانه‌های روغنی از دیگر محصولاتی است که در چند سال اخیر بسیار مورد استقبال کشاورزان دامنه و فریدن قرار گرفته و در دشت قهیز کشت می‌شود. شرایط آب و هوایی دامنه بسیار برای کشت ذرت مناسب است به همین دلیل از نظر وسعت کشت تقریباً ذرت را می‌توان چهارمین محصول دامنه نامید و حجم ان در حدودی است که تقریباً می‌توان گفت با وارد شدن ذرت دامنه به بازار علوفه قیمت ذرت افت چشمگیری پیدا کرده و و به علت کیفیت بالا تقاضا برای خرید محصول ذرت این منطقه زیاد می‌شود.