قصیده سرا

لغت نامه دهخدا

قصیده سرا. [ ق َ دَ / دِ س َ ] ( نف مرکب ) که قصیده گوید. شاعر که قصیده به نظم آرد. رجوع به قصیده شود.

فرهنگ عمید

شاعری که قصیده می سراید، چکامه سرا.

فرهنگ فارسی

که قصیده گوید شاعر که قصیده بنظم آرد.

جمله سازی با قصیده سرا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ده نامه‌ای است که رکن صاین هروی از شاعران مشهور قصیده سرا و غزل گوی قرن هشتم به تقلید از منطق العشاق اوحدی ساخته‌است. این منظومه نیز مانند ده نامه‌های موجود در بحر هزج مسدس (مقصور یا محذوف) است و شاعر آن را در ماه شوال سال ۷۵۱ درپانصد بیت به انتها رسانیده و نام آن را «تحفة العشاق» نهاده‌است، موضوع این مثنوی نیز در وصف عشق و راز و نیازی است که شاعر با معشوق خود در عالم خیال داشته.

💡 انوری استاد قصیده سرای شعر پارسی و آراسته به هنرهای خوش‌نویسی و موسیقی بوده‌است. او از دانش‌های ریاضیات، فلسفه و موسیقی بهره‌ور و در اخترشناسی به زبان خود مرجع بوده‌است. وجود گواه‌ها و نشانه‌هایی در شعر انوری سخن از آگاهی او از موسیقی دارد و همین امر برخی از پژوهندگان را برانگیخته تا او را موسیقی‌دانی تحصیل کرده بدانند.

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز