قانط

لغت نامه دهخدا

قانط. [ ن ِ ] ( ع ص ) نومید. ( ناظم الاطباء ). ناامید. نومید. مأیوس. آیس.

فرهنگ معین

(نِ ) [ ع. ] (ص. ) ناامید، نومید، مأیوس. ج. قانطین.

فرهنگ فارسی

( صفت ) نا امید نومید مایوس جمع: قانطین.

ویکی واژه

ناامید، نومید، مأیوس.
قانطین.

جمله سازی با قانط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سوره حجر آیات ۵۵ و ۵۶، هنگامی که فرشتگان به ابراهیم بشارت تولد فرزندی را در سن پیری می‌دهند از او می‌خواهند از قانطان نباشد و وی در جواب این گروه را از گمراهان بر می شمارد.