لغت نامه دهخدا
قاضی نعمان. [ ن ُ ] ( اِخ ) ابن محمد، مکنی به ابوخلیفه. رجوع به ابوخلیفه نعمان شود.
قاضی نعمان. [ ن ُ ] ( اِخ ) ابن محمد، مکنی به ابوخلیفه. رجوع به ابوخلیفه نعمان شود.
ابن محمد مکنی به ابو حنیفه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنا به گفته قاضی نعمان، احمد به بصره بازگشت و تا زمان مرگش در آنجا مخفیانه زندگی میکرد.