قاضی علی

لغت نامه دهخدا

قاضی علی. [ ع َ ] ( اِخ ) یکی از بزرگان و امیران عهد سلطان حسین بن سلطان اویس است. ( حبیب السیر چ قدیم جزء اول از ج 3 ص 82 و 83 و 84 ).
قاضی علی. [ع َ ] ( اِخ ) ابن اسماعیل. رجوع به قاضی سخاوی شود.
قاضی علی. [ ع َ ] ( اِخ ) ابن حسین، مکنی به ابوالفرج اصفهانی. رجوع به ابوالفرج علی بن حسین شود.
قاضی علی. [ع َ ] ( اِخ ) ابن زید. رجوع به قاضی بیهقی علی شود.
قاضی علی. [ ع َ] ( اِخ ) ابن عبدالعزیز. رجوع به قاضی جرجانی شود.
قاضی علی. [ع َ ] ( اِخ ) ابن عثمان. رجوع به قاضی ماردینی شود.
قاضی علی. [ ع َ ] ( اِخ ) ابن محسن. رجوع به قاضی تنوخی شود.
قاضی علی. [ ع َ ] ( اِخ ) ابن محمد. رجوع به قاضی تنوخی شود.
قاضی علی. [ ع َ ] ( اِخ ) زین الدین. رجوع به قاضی زین الدین علی شود.

فرهنگ فارسی

زین الدین

جمله سازی با قاضی علی

💡 او در دادگاه بدوی، که در دی ماه ۱۴۰۱ برگزار شد، برابر کیفرخواست صادره از سوی دادسرای عمومی و انقلاب شهید مقدس به ریاست محمد نصیرپور، به دو اتهام «تشکیل و اداره گروه‌های معاند نظام» و «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران» محکوم و برای اتهام اول به ۸ سال زندان و اتهام دوم یک سال زندان و جمعا به ۹ سال زندان محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدیدنظر قاضی علی مظلوم‌هم تایید شد. بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران، ۸ سال از این ۹ سال، قابل اجرا است.

💡 تازه‌آباد قاضی علی، روستایی از توابع بخش سارال شهرستان دیواندره در استان کردستان ایران است.