لغت نامه دهخدا
فراکه. [ ف َ ک َ ] ( اِخ ) قریه ای است در دوفرسنگی مغرب قلعه سوخته در فارس. ( از فارسنامه ابن بلخی ).
فراکه. [ ف َ ک َ ] ( اِخ ) قریه ای است در دوفرسنگی مغرب قلعه سوخته در فارس. ( از فارسنامه ابن بلخی ).
💡 فراوانی و تنوع مراحل لاروی ماهی در ناحیه خور- مصب فراکه در سواحل شمالی استان بوشهر