فجائع

مترادف‌ها

مصیبت‌ها، فجایع، سوگ‌ها

متضادها

شادی‌ها، خوشی‌ها

لغت نامه دهخدا

فجائع. [ ف َ ءِ ] ( ع اِ ) فجایع. ج ِ فجیعة. ( منتهی الارب ). رجوع به فجایع شود.

جمله سازی با فجائع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و ذلله بـذكـر المـوت، و قرره بالفناء، و بصره فجائع الدنيا، و حذره صولة الدهر وفـحـش تقلب الليالى و الاءيام، و اءعرض عليه اءخبار الماضين، و ذكره بما اءصاب منكـان قـبـلك من الاءولين، و سر فى ديارهم و آثارهم، فانظر فيما فعلوا و عما انتقلوا، واءيـن حـلوا و نزلوا!فانك تجدهم قد انتقلوا عن الاءحبة،و حلوا ديار (دار) الغربة، و كاءنكعن قليل قد صرت كاءحدهم فاءصلح مثواك، و لا تبع آخرتك بدنياك 

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران