فاصلهدار صفتی است که به چیزی یا کسی گفته میشود که بین آن و چیز دیگر فاصله وجود دارد. این واژه میتواند در معنای فیزیکی، زمانی یا معنوی به کار رود. در معنای فیزیکی، به چیزی گفته میشود که بین اجزای آن فاصله مشخص و قابل اندازهگیری وجود دارد. در معنای زمانی، فاصلهدار به اتفاقات یا مراحل پشت سر هم گفته میشود که با فاصله زمانی رخ میدهند. از نظر اجتماعی یا رفتاری، فاصلهدار میتواند به فردی اطلاق شود که با دیگران دور یا محتاطانه رفتار میکند. این صفت نشاندهنده نظم و ترتیب یا احترام به فضای شخصی دیگران نیز هست. فاصلهدار بودن باعث میشود تعاملها منظم و کنترلشده باشند. در مهندسی یا طراحی، وسایل فاصلهدار به آن دسته گفته میشوند که بین بخشهایشان فضای مشخصی وجود دارد. به طور کلی، این واژه بیانگر نظم، فاصله یا رعایت حد و مرز در امور مختلف است.
فاصله دار
لغت نامه دهخدا
فاصله دار. [ ص ِ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) هر دو یا چند چیز که از یکدیگر فاصله داشته باشند. رجوع به فاصله شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - هر دو یا چند چیز که از یکدیگر فاصله داشته باشند ۲ - کلمه ای که از کلمه بعدی یا قبلی به وسیله یک یا چند فاصله جدا شده.
جمله سازی با فاصله دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارتفاع این ساختمان ۲۴ متر (۷۹ فوت) و در طولانیترین ضلع آن ۳۰۰ متر (۹۸۰ فوت) است. دیوارهای آجری آن، مانند سایر ساختمانهای رسمی کرملین، زرد رنگ شدهاند. قابل توجه دو ردیف پنجرههای قوسدار جفت و فاصله دار با قابهای عمیق و سفید آهکی است. دو ورودی پاسیو در نماهای جنوبی و شرقی دارای رواقهای قوسی شکل با تزیینات باروک است.
💡 امام هادى شباهت تامّى به پدر و جدّشان امام جواد و امام رضا داشتند. مورخان حضرت را چنينتوصيف كرده اند: گندمگون، سياه چشم، با دستانى ورزيده و سخت، چهارشانه، بابينى عقابى و دندان هاى فاصله دار، خوش صورت و بدنى عطرآميز.