لغت نامه دهخدا
فارناک. ( اِخ ) فارناس. رجوع به فارناس شود.
فارناک. ( اِخ ) فارناس. رجوع به فارناس شود.
اسم: فارناک (پسر) (فارسی) (تلفظ: farnak) (فارسی: فارناک) (انگلیسی: farnak)
معنی: نام برادر همسر داریوش سوم پادشاه هخامنشی، فارناس
💡 پایهگذار این سلسله آرتاباز یکم پسر فارناک یکم برادر کوچکتر ویشتاسپ (پدر داریوش بزرگ هخامنشی) (متولد ۵۶۵ پیش از میلاد)، پسر آرشام بود.
💡 در این شهر بود که در سال ۴۷ میلادی ژولیوس سزار رومی، فارناک دوم، پادشاه پونتوس، را شکست داد و بعدها این شهر مبدل به یک استان رومی شد.
💡 بغپات راه برادر بزرگتر خود فارناک را دنبال کرد و با اقامت در داسکیلیون به عنوان ساتراپ فریگیه هلسپونت منصوب شد.