لغت نامه دهخدا
فائق شدن. [ ءِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) فائق آمدن. فائق گشتن. رجوع به فائق آمدن شود.
فائق شدن. [ ءِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) فائق آمدن. فائق گشتن. رجوع به فائق آمدن شود.
فائق آمدن. فائق گشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نماز، حِمى و حرم الهى است كه ابليس از ان حريم مى گيرد. از اين رو وسيله استعانتخوبى براى فائق شدن بر معضلات و نيل به مقام استقامت است كه نمازگزار در ظلّ آن،مهبط فرشتگان تبشير مى گردد. آن خشوع كه سنگينى نماز را آسان مى كند نتيجه هدايتويژه اى است كه از مبداء فيض بهره او شده است.