لغت نامه دهخدا
غنودگی. [ غ ُ دَ / دِ ] ( حامص ) خوابیدن و آرمیدن. آسایش:وَسَن. غنودگی. ( منتهی الارب ). رجوع به غنودن شود.
غنودگی. [ غ ُ دَ / دِ ] ( حامص ) خوابیدن و آرمیدن. آسایش:وَسَن. غنودگی. ( منتهی الارب ). رجوع به غنودن شود.
خواب آلودگی، آرمیدگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (در زیر آسمان دل بی اضطراب نیست در چشم ما غنودگیی هست، خواب نیست)