غنائی

لغت نامه دهخدا

غنائی. [غ ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به غِناء. رجوع به غناء شود.
- شعر غنائی یا موسیقی؛ شعری است که حاکی از عواطف و احساسات روحی باشد. فخر، حماسه، حکمت و تعلیم، مدح، هجا، رثاء، تشبیب، وصف مناظر و نظایر آنها همگی در این قسم داخل هستند. ( تاریخ ادبیات ایران تألیف جلال همایی ج 1 ص 96 ).
غنائی. [ غ ِ ] ( اِخ ) رجوع به غنایی شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به غنائ. یا شعر غنائی. شعریست که حاکی از عواطف و احساسات باشد.

جمله سازی با غنائی

💡 خواجه گر دارد غنا آرد غنائی بر غنا از غنای خواجه خوشتر فقر درویشی ما

💡 هر گاه که چیزی مرا برانگیزد، یا غنائی در من طرب انگیزد، سرورم را جز تو موجبی نیست.

💡 اولین نقش اول فیلم بلند الازار در نقش اگنس در تاریخ شخصی دیوید کاپرفیلد (2019) اثر آرماندو ایانوچی بود. پدر روزالیند الازار غنائی بود.

💡 تهی ست ارچه کفش لیک از کمال تو کل به دست‌یاری همت ز دست کوس غنائی

💡 لولینگ که در آلمان به دنیا آمده، اصالتاً غنائی است. او در اکتبر ۲۰۲۰ از سوی تیم ملی فوتبال غنا برای بازی‌های ملی دعوت شد اما پاسخی به این دعوت نداد.