غمنده

لغت نامه دهخدا

غمنده. [ غ َ م َ دَ /دِ ] ( ص مرکب ) ( مخفف غم منده ). بمعنی غمگین و غم اندوز و غمناک و آزرده باشد. ( برهان قاطع ). غمناک. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( فرهنگ رشیدی ). اندوهگین. ( فرهنگ اوبهی ). حزین. محزون. غمین. مغموم. مهموم:
جهانبخشا تو آن شاهی که باشد
ز نامت شادی جان غمنده.شمس فخری.

فرهنگ معین

(غَ مَ دِ ) [ ع - فا. ] (ص مر. ) غمگین.

فرهنگ عمید

غمناک، غمگین، اندوهگین.

ویکی واژه

غمگین.

جمله سازی با غمنده

💡 از مسلم بن يسار است كه گفت: به بحرين رفتم و زنى مرا درمنزل خود برد و به ضيافت خواست پسران و غلامان و كنيزان داشت و او را همواره غمنده واندوهناك مى ديدم و مدتى دراز از او غايب شدم و باز آمدم و در درگاهش ‍ انسانى را نديدماذن خواستم و بر او وارد گرديدم و سخت مسرورش يافتم.

💡 پـس مـلائكـه ايـشـان را از تـرس و اندوه ايمنى مى دهند. و ترس هميشه از مكروهى است كهاحتمال پيش آمدن دارد، و در مورد مؤ منين يا عذابى است كه از آن مى ترسند، و يا محروميت ازبـهـشـت اسـت كـه بـاز از آن بيم دارند. و حزن و اندوه هم، همواره از مكروهى است كه واقعشـده، و شـرى كـه پـديد آمده، مانند گناهانى كه از مؤ منين سر زده و از آثارش غمنده مىشـونـد و يـا خـيـراتـى كـه باز به خاطر سهل انگارى از آنها فوت شده، و از فوت آنانـدوهـگـيـن مى گردند، و ملائكه ايشان را دلدارى مى دهند به اينكه ايشان از چنان خوف وچنين اندوهى در امانند، چون گناهانشان آمرزيده شده، و عذاب از ايشان برداشته شده است.

ببم یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز