جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از مسلم بن يسار است كه گفت: به بحرين رفتم و زنى مرا درمنزل خود برد و به ضيافت خواست پسران و غلامان و كنيزان داشت و او را همواره غمنده واندوهناك مى ديدم و مدتى دراز از او غايب شدم و باز آمدم و در درگاهش انسانى را نديدماذن خواستم و بر او وارد گرديدم و سخت مسرورش يافتم.
💡 پـس مـلائكـه ايـشـان را از تـرس و اندوه ايمنى مى دهند. و ترس هميشه از مكروهى است كهاحتمال پيش آمدن دارد، و در مورد مؤ منين يا عذابى است كه از آن مى ترسند، و يا محروميت ازبـهـشـت اسـت كـه بـاز از آن بيم دارند. و حزن و اندوه هم، همواره از مكروهى است كه واقعشـده، و شـرى كـه پـديد آمده، مانند گناهانى كه از مؤ منين سر زده و از آثارش غمنده مىشـونـد و يـا خـيـراتـى كـه باز به خاطر سهل انگارى از آنها فوت شده، و از فوت آنانـدوهـگـيـن مى گردند، و ملائكه ايشان را دلدارى مى دهند به اينكه ايشان از چنان خوف وچنين اندوهى در امانند، چون گناهانشان آمرزيده شده، و عذاب از ايشان برداشته شده است.