غلامه

مترادف‌ها

کنیز، بنده

لغت نامه دهخدا

( غلامة ) غلامة. [ غ ُ م َ ] ( ع اِ ) مؤنث غلام. ( منتهی الارب ). در اشعار عرب غلامة مؤنث غلام استعمال شده است. کنیز. اَمَة. ( اقرب الموارد ). رجوع به غلام شود.

جمله سازی با غلامه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فقال (عليه السلام ): نعم. قال السائل و له هذه العروض ؟!فقال (عليه السلام ): يا ابا محمد فتاءمرنى ان امره ان يبيع داره و هى عزة و مسقط راءسهاو يبيع جاريته التى نقية الحر و البرد و تصون و جهه و وجه عياله او امره ان يبيعغلامه و جمله و هى معشته و قوته ؟ ياءخذ الزكوة فهى لهحلال و لا يبيع داره و لا غلامه و لا جمله

💡 و از اخبار مشهوره روايتى است كه از حضرت صادق - عليه السلام - شده است كه فرمود: ان زين العابدين صلوات الله و سلامه عليه بكى على ابيه اربعين سنه صاثمانهاره، قائما ليله فاذا حضر الافطار جاء غلامه و شرابه فيضعه بين يديه ويقول كل يا مولاى فيقول قتل ابن رسول الله صلى الله عليه و آله جائعاقتل ابن رسول الله عطشانا فلا يزال يكرر ذلك و يبكى حتىيبل طعامه من دموعه فلم يزل كذلك حتى لحق بالله عزوجل. (243) به درستى كه حضرت زين العابدين - عليه السلام - برپدر بزرگوارش صلوات الله و سلامه عليه چهل سال گريست، در حالى كه روزها را به صيام و شبها را به قيام به پايان مى برد و چون هنگام افطار رسيدى، غلام آن حضرت مى گذاشت و عرض مى كرد:تناول فرماى اى آقا و خداوند من. پس مى فرمود: فرزند پيغمبر خداى گرسنه كشته شد، پسر پيغمبر خداى تشنه كشته شد و پيوسته مكرر مى نمود و مى نگريست تا اينكه غذاى او از آب چشم مباركش تر مى شد و بر اين حالت بود تا به حق متعال اتصال گرفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران