لغت نامه دهخدا
عیش ده روزه. [ ع َ / ع ِ ش ِ دَه ْ زَ / زِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عمر کوتاه. زندگی و حیات اندک. ( ناظم الاطباء ). کنایه از حیات اندک دنیا است. ( انجمن آرا ) ( از آنندراج ).
عیش ده روزه. [ ع َ / ع ِ ش ِ دَه ْ زَ / زِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عمر کوتاه. زندگی و حیات اندک. ( ناظم الاطباء ). کنایه از حیات اندک دنیا است. ( انجمن آرا ) ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هست نه شهر فلک زندانم عیش ده روزه به زندان چکنم؟