عید گه

لغت نامه دهخدا

عیدگه. [ گ َه ْ ]( اِ مرکب ) عیدگاه. رجوع به عیدگاه شود:
با دوست هم عنان به ره عیدگه شدیم
در سر خمار روزه و بر لب شراب عید.طالب آملی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

عید گاه

جمله سازی با عید گه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کو فریدونی که گاوان را کند قربان عید تا من اندر عید گه الله اکبر گویمی

💡 ای درگه تو عید گه روحانی در تهنیتت هم انسی و هم جانی

💡 چه فتنه بود که در عید گه جنان بگذشت سواره بر من مسکین ناتوان بگذشت

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز