عیب گیر

لغت نامه دهخدا

عیب گیر. [ ع َ / ع ِ ] ( نف مرکب ) عیب گیرنده. عیب شمارنده. منسوب به خطا و گناه و نقص کننده. رجوع به عیب گرفتن شود.

فرهنگ فارسی

عیب گیرنده عیب شمارنده منسوب به خطا و گناه و نقص کننده

جمله سازی با عیب گیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز آن کیسه کیسه، کیسه صراف عیب گیر ز آن سله سله، سله بزاز مستعار

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز