لغت نامه دهخدا
عوائذ. [ ع َ ءِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ عائذة. ( از اقرب الموارد ). رجوع به عائذة شود. || ( اِخ ) چهار ستاره است به تربیع مختلف، و در وسط آن ستاره ای است مسمی به ربع. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
عوائذ. [ ع َ ءِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ عائذة. ( از اقرب الموارد ). رجوع به عائذة شود. || ( اِخ ) چهار ستاره است به تربیع مختلف، و در وسط آن ستاره ای است مسمی به ربع. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
جمع عائذه چهار ستاره است بتربیع مختلف و در وسط آن ستاره ایست مسمی به ربع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عوائذ بر تن تنین هویدا چنان چون بثرها بر جلد اجرب