عنون
مترادفها
عنوان، تیتر
لغت نامه دهخدا
عنون. [ ع ُ ] ( ع مص ) به تمام معانی مصدر عَن است. رجوع به عَن شود.
عنون. [ ع َ ] ( ع ص ) ستور پیشی گیرنده در سیرو پیشاپیش رونده. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). دابه پیشرو در حرکت. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
ستور پیشی گیرنده در سیر و پیشاپیش رونده دابه پیشرو در حرکت
جمله سازی با عنون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جوزفا باربارو دربارهٔ اوضاع مازندران و بارفروشده در زمان تیموریان میآورد: مردم مازندران جنگجوترین مردم ایران بهشمار میرفتند و تا مدتی نسبتاً مدید در برابر نیروی تیمور پایداری کردند شهرهای عمده آن عبارتست از ساری مرکز مازندران، بارفروش ـ بابل امروزی- که بیش از یکصد هزار تن جمعیت دارد و بارفروشده به عنون یک مرکز تجاری در زمان حکومت شاه عباس اول صفوی که مادرش از مرعشیان تبرستان بود، توسعه یافت.
💡 زيرا من (شخصا به عنونان يك انسان ) خود را مافوق آن كه در برخى موضوعها، اشتباهكنم نمى دانم و از آن در كارهايم ايمن نيستم، مگر اين كه خداوند مرا حفظ كند.(182)
💡 گروه دوم گویشهای مرکزی و راین فرانسه هستند. لهجههای آلمانی مرکزی در آلمان و بلژیک با عنوان لهجه آلمانی و در لوکزامبورگ با عنون، لوکزامبورگی شناخته می شند. این گروه در فرانسه با عنوان لورن فرانکونیان و در هلند با نام کرکراس شناخته میشوند. آلمانی پنسیلوانیا ریشه در گویش فرانکی راین دارد.
💡 جوزفا باربارو دربارهٔ اوضاع مازندران و بارفروشده در زمان تیموریان میآورد: مردم مازندران جنگجوترین مردم ایران بهشمار میرفتند و تا مدتی نسبتاً مدید در برابر نیروی تیمور پایداری کردند شهرهای عمده آن عبارتست از ساری مرکز مازندران، بارفروش ـ بابل امروزی _که بیش از یکصد هزار تن جمعیت دارد و بارفروشده به عنون یک مرکز تجاری در زمان حکومت شاه عباس اول صفوی که مادرش از مرعشیان تبرستان بود، توسعه یافت.