عنفو

لغت نامه دهخدا

عنفو. [ ع ُ ف ُوو ] ( ع اِ ) اول و خوبی هر چیزی. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). عنفوان. رجوع به عنفوان شود.

جمله سازی با عنفو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عطبى نقل كرده است كه مردى را هنگام مرگ گفتند بگو: لا اله الا الله.مرد گفت: آه ! افسوس بر جوانى ! در چه زمانى عنفوان جوانى را از دست داده ام، درحينى كه غيرتمند مرد و كابين ارزان شد و حجاب از هر باب بركنار رفت.(35)

💡 38- غفلت تا واپسين لحظات عطبى نقل كرده است كه مردى را هنگام مرگ گفتند بگو: لا اله الا الله.مرد گفت: آه ! افسوس بر جوانى ! در چه زمانى عنفوان جوانى را از دست داده ام، درحينى كه غيرتمند مرد و كابين ارزان شد و حجاب از هر باب بركنار رفت.(35)

💡 در عنفوان جوانى دركشور هندوستان دچار مريضى سختى گرديده و زردى گرفته بودند.و در بيمارستان همان كشور بسترى شده و حال ايشان خيلى و خيم شده به حدى كه بيهوشروى تخت بيمارستان به سر مى برده و كبد ايشان در اثر زردى ورم نموده و در حالتبه اصطلاح پزشكى (كما) به سر مى بردند. پزشك ايشان فردى مسيحى بودهايشان گفتند: مى شنيدم در آن حالت (كما) كه بودم دكتر و پرستار مى گفتند كهلحظات آخر عمر خود را مى گذراند.

💡 ((لم يمهدوا فى سلامة الابدان و لم يعتبروا فى اءنف الاءوان (380) )): در وقتسلامت توشه اى نيندوختند و در عنفوان جوانى عبرت نگرفتند.

💡 مرد گفت: ((آه ! افسوس بر جوانى ! در چه زمانى عنفوان جوانى را از دست داده ام، درحينى كه غيرتمند مرد و كابين ارزان شد و حجاب از هر باب بر كنار رفت.))(184)

💡 كـوشـش هـاى خـسـتـگـى نـاپـذيـر مـرحـوم آيـت الله قـاضـى در راه كـسـبكـمـال و دانـش در سـن 27 سالگى به ثمر نشست و اين جوان كوشا در عنفوان جوانى بهدرجه اجتهاد رسيد.