لغت نامه دهخدا
عنبر لرزان. [ عَم ْ ب َ رِ ل َ ] ( اِخ ) کنایه از گیسوی حضرت رسالت پناه ( ص ). ( از برهان قاطع ) ( از انجمن آرا ) ( از ناظم الاطباء ). عنبر ارزان. رجوع به عنبر ارزان شود:
بوی کز آن عنبر لرزان دهی
گر به دو عالم دهی ارزان دهی.نظامی.
عنبر لرزان. [ عَم ْ ب َ رِ ل َ ] ( اِخ ) کنایه از گیسوی حضرت رسالت پناه ( ص ). ( از برهان قاطع ) ( از انجمن آرا ) ( از ناظم الاطباء ). عنبر ارزان. رجوع به عنبر ارزان شود:
بوی کز آن عنبر لرزان دهی
گر به دو عالم دهی ارزان دهی.نظامی.
کنایه از گیسوی حضرت رسالت پناه عنبر ارزان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوی کز آن عنبر لرزان دهی گر به دو عالم دهی ارزان دهی