عمل خانه

مترادف‌ها

کارهای خانه، امور منزل

لغت نامه دهخدا

عمل خانه. [ ع َ م َ ن َ / ن ِ ]( اِ مرکب ) دیوانخانه. ( غیاث اللغات ). جای نشستن حاکم و عامل و دیوانخانه. و آن را در عرف هندوستان «کچهری » گویند. ( آنندراج ). رجوع به عمل شود:
عمل خانه دل به فرمان توست
زبان خود عمل دار دیوان توست.نظامی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) محل عمل جای عمل.

جمله سازی با عمل خانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عمل خانه دل به فرمان تست زبان خود علمدار دیوان تست

💡 به خشت علم و عمل خانه در بهشت نساخت جز آن که در ره دین قالب درست نهاد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران