عمروی

لغت نامه دهخدا

عمروی. [ ع َ ری ] ( اِخ ) عثمان بن سعید اسدی. ملقب به سمان یا زیات، مکنی به ابوعمرو و مشهور به عمروی است. نسب او به قبیله بنی عمروبن حریث و یا بنی عمروبن عامربن ربیعه میرسید. و از آن جهت او را سمان یا زیات میگفتند که وی برای کتمان امر سفارت و وکالت خود که از ولی عصر( ع )داشته است تجارت زیت و روغن میکرد. وی شخصی امین و عادل و طاهر و عفیف و از اولین نواب خاصه اربعه ولی عصر ( ع ) بوده است و سال وفات او را در حدود 257 هَ.ق. نوشته اند. رجوع به ریحانةالادب ج 3 ص 133 شود.
عمروی. [ ع َ ری ] ( اِخ ) محمدبن عثمان بن سعید اسدی کوفی، مکنی به ابوجعفر و مشهور به عمروی است. وی از دومین نواب خاصه اربعه حضرت ولی عصر ( ع ) بود. و در امانت، عدالت وعفت همچون پدر خویش ( عثمان بن سعید ) بوده است. وی درجمادی الاولای سال 304 یا 305 هَ.ق. درگذشت و قبرش دربغداد نزدیکی درب سلمان قرار دارد و در آنجا مشهور به شیخ خلانی است. رجوع به ریحانةالادب ج 3 ص 133 شود.

فرهنگ فارسی

وی محمد ابن عیمان بن سعید اسدی کوفی مکنی به ابو جعفر و مشهور به عمروی است که از دومین نواب خاصه اربعه حضرت ولی عصر ( ع ) بود و در امانت و عدالت و عفت همچون پدر خویش بوده است

جمله سازی با عمروی

💡 آن شمع دراز قد که جز سر نکشد بیش از یک شب عمروی اندر نکشد

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز