علی مازندرانی

لغت نامه دهخدا

علی مازندرانی. [ ع َ ی ِ زَ دَ ] ( اِخ ) ( ملا... ). مشهور به جاوید. و چون نسب خود را به بلال حبشی میرساند، به «حبش » نیز شهرت دارد. وی در مازندران قاضی بود و در سال 1070 هَ. ق. در اصفهان درگذشت و در مقبره بابارکن الدین دفن گشت. تخلص او ابتدا «دانش » بود سپس تخلص «جاوید» را برگزید. او را اشعاری است. ( از الذریعه ج 9 ص 190 و 753 از تذکره نصرآبادی ص 374 و آتشکده آذر ص 165 و تذکره غنی ص 35 و مطلع الشمس ج 2 ص 444 ).
علی مازندرانی. [ ع َ ی ِ زَ دَ ] ( اِخ ) ابن جمشید نوری مازندرانی اصفهانی شیعی. رجوع به علی نوری شود.
علی مازندرانی. [ ع َ ی ِ زَ دَ ] ( اِخ ) ابن علی استرابادی مازندرانی. ملقب به عمادالدین. رجوع به علی استرابادی شود.
علی مازندرانی. [ ع َ ی ِ زَ دَ ] ( اِخ ) ابن فاضل مازندرانی. ملقب به زین الدین. وی در حدود سال 699 هَ. ق. در قید حیات بود. او راست: 1- القوائد الشمسیة. 2- قصة الجزیرة الخضراء. ( از معجم المؤلفین ).
علی مازندرانی. [ ع َ ی ِ زَ دَ ] ( اِخ ) نوری مازندرانی اصفهانی. رجوع به علی نوری شود.

فرهنگ فارسی

نوری مازندرانی اصفهانی

جمله سازی با علی مازندرانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۱۳۶۲ منصور ستاری فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش با کمک تعدادی از افسران (همافران) نهاجا از جمله سرتیپ فریدون علی مازندرانی، سرتیپ دوم پرویز ابراهیمی و سرتیپ دوم عطاءالله بازرگان، جهاد خودکفایی نهاجا را تأسیس نمود که این نهاد، بعدها به سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی نیروی هوایی ارتش تغییر نام داد. از جهاد خودکفایی به عنوان «نیروی واکنش سریع فنی در زمان جنگ» یادشده است.